اول اردیبهشت ،روز سعدی
| بهجهان خرم از آنم، که جهان خرم از اوست | عاشقم برهمه عالم، که همه عالم از اوست | |
| به غنیمت شمر ای دوست، دم عیسی صبح | تا دل مرده مگر زنده کنی، کاین دم از اوست | |
| نه فلک راست مسلم، نه ملک را حاصل | آنچه در سر سویدای بنیآدم از اوست | |
| به حلاوت بخورم زهر، که شاهد ساقیست | به ارادت ببرم زخم، که درمان هم از اوست | |
| زخم خونینم اگر به نشود، به باشد | خنک آن زخم، که هر لحظه مرا مرهم از اوست | |
| غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟ | ساقیا، باده بده شادی آن، کاین غم از اوست | |
| پادشاهی و گدایی، بر ما یکسان است | چو بر این در، همه را پشت عبادت خم از اوست | |
| سعدیا، گر بکند سیل فنا خانهٔ عمر | دل قوی دار، که بنیاد بقا محکم از اوست |
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:12  توسط erfan
|
